عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
401
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
تا لشكرگاه نندا را غارت كردند . و مال بسيار از هر جنس غارت شد ، و از آنجا سوى غزنين بازگشت با ظفر و فيروزى . و اندر راه بيشهيى پيش آمد . لشكر اندر بيشه ( 234 ) شدند . پانصد و هشتاد فيل نندا را اندران بيشه يافتند ، همه را براندند و به لشكرگاه آوردند . پس خبر آوردند امير يمين الدوله را كه دو دره است : يكى را قيرات گويند . دو ديگر را نور ، [ 1 ] و جايهاى محكمست . و مردم آن كافر و بتپرست . و يمين الدوله قصد آن درها كرد با سپاه خويش ، بفرمود : تا كارگران انبوه از آهنگران و درودگران [ 2 ] و سنگ شكن با لشكر برفتند ، تا راهها را همى پيراستند ، و درختان همى بريدند ، و سنگ همى شكستند . و چون آنجا رسيدند . اول قصد قيرات كردند ، و قيرات جاى منزه است و مردمانش شيرپرست . و هواى او سرد سير و ميوه فراوان . و چون شاه قيرات خير يافت ، پيش آمد و طاعت نمود و زينهار خواست . امير محمود رحمة اللّه او را بپذيرفت و نيكويى كرد بجاى او . و شاه قيرات مسلمان شد و بسيار مردم از قيرات مسلمان شدند به تبعيت آن شاه . و استاد آن را بپذيرفتند و آغازيدند شرايط آموختن و شريعت را ورزيدن . اما مردمان نور تمرد كردند . پس امير محمود رحمة اللّه بفرمود مر حاجب على بن ايل ارسلان القريب را ، تا به نور شد ، و آن را فتح كرد ، و قلعه بنا كرد ، و مر على بن قدر راحوق را كوتوالى آن قلعه داد و بفرمود تا به
--> [ ( 1 - ) ] اصل : مراب و بور ؟ ب : فراب و بور ؟ چون در هر دو نسخه بعد ازين قيرات و نور است ، همين اشكال صحيح خواهد بود . و ظاهرا درهء نور مراد باشد كه اكنون در آغاز درهاى كنر واقعست . و در اين جا با بر در تزك خود جايى را بنام قراتو ذكر مىكند . كه بين آن و لغمان كوتل بادپش افتاده بود . ولى يكى از نويسندگان قيرات را با گهرات كه در 11 ميلى كوهالهء در دولايى كشمير واقعست و نور را با ناره واقع مقام شمل كنار جهلم تطبيق كرده است ( روزنامه شهباز پشاور 12 سپتامبر 1951 م ) ولى اين تطبيق صحيح نيست . زيرا بيرونى در كتاب الهند 215 آبهاى نور و قيرات را از معاونان درياى كابل شمارد و بايد حتما درياى كنر كنونى باشد ( رك : طبقات ناصرى 2 ر 412 ) . [ ( 2 - ) ] درودگر : بخار و چوب تراش ( برهان ) .